X
تبلیغات
رایتل
3 مهر 1387

دعای دلهای سوخته برای تعالی هر فرد راهگشاست !! 

 

 

 

ای نهایت آرزویم

ای زیباترین مطلوبم

ای تنها پاسخگویم و ای محبوب دلم

ماهی دلم را با جریان زلال توبه پذیری ات زنده گردان...

سلام بر رمضان ماه ضیافت الله

ماهی که من و تو میهمان هستیم و او میزبان

پس بشتاب که زمان می گذرد 

 

 

       شدم دیوانه امشب  بده پیمانه امشب  به سجاده بزن باده  که افتاده بر سر شور حسینی 

 

 

 

از خودم می ترسم.
می ترسم از اینکه راه مرا بخواند و من ِ من نشنود... از اینکه آرزوهایم ر 
ا دنیا فرا گیرد و سقف شان از همین ابرهای بهاری که هیچ ، از سقف اتاق 
م هم حتی بالاتر نرود... از اینکه دیگر دلم نلرزد، از دیدن چلچله ای، دم ِ صبح 
، که رو به آفتاب نماز می خواند... از اینکه دیگر رنگ دیوارهای اتاق ِ دلم 
، رنگین کمان نباشد...
از اینکه خدا مرا دوست نداشته باشد... از اینکه هستی ام به خدا نرسد.. 
. از اینکه در امتحان خدا نمره ی قبولی نیاورم... از اینکه دوست ِ خدا نباشم...
 
از خودم می ترسم...
***
پرنده هایمان آشفته اند. بی‌قرار، با اضطراب هی از این گوشه به آن گوشه 
 می پرند و مدام با خودشان و من حرف می زنند.
پی ِ چیزی می گردند که هنوز نمی دانم چیست.
تنها که می مانند، مثل ِ روزهایی که من خانه نیستم، مادرم می گوی 
د کمتر بی‌قرارند. نکند وجود ِ من ...؟
*** 
این روزها که نه، این ماه ها، هر روز یاد ِ گذشته می افتم. نه۴۰ سال 
 ِ پیش. ۴ سال پیش.
به خاطر وقتی که زندگی ِ ما از ما گرفت تا هر کداممان من شویم، 
 به خاطر صبری که هر کداممان پیشه کردیم تا دیگری پیله اش را رها کند 
و پرواز را تجربه، به خاطر ِ خاطر عزیزانی که مکدر کردیم تا خاطره ای 
 بسازیم، به خاطر ِ دعاهایی که بدرقه ی راه ِ خوشبختی ِ همه ی ما کردید... 
 
                   
 
اما

با این همه تقصیر من نبود

                        که با این همه ...

با این همه امید قبولی در امتحان ساده تو رد شدم

            اصلا نه تو نه من

       تقصیر هیچ کس نیست !!!

 از خوبی تو بود 

                که من بد شدم.

         

بیا مرا ببر ای عشق با خودت به سفر

 

 

 خدای من خدای احساس های ناب خدای احساس های پاک من قلب 

 کوچکم را به تو می سپارم تا هر لحظه و هر جا ببینی که بر من و قلب  

نحیفم چه می گذرد. خدای مهربانی ها من را دریاب که در هر لحظه برای 

 رسیدن به تو قلب زخم دیده ام به تپش در می اید. خدای ستاره های  

درخشان تو که همه ی درها را می گشایی در قلبم را باز کن تا من هم  

مثل مادر صبور باشم مثل پدر رحیم باشم تا من هم مثل تمشک و گیلاس 

 مثل هزاران شکوفه ی سرخ سیب نخ و سوزن به دست بگیرم و تمام  

احساسم را در عظمت کبریای تو به نگارش دراورم. تا من هم بتوانم تمام 

 دلتنگی هایم را برای تو بازگو کنم. خدای مهربان من خدای بنفشه ها و 

 الاله ها من را دریاب تا من هم بتوانم هم چون مرغان دریایی سبک بال  

و رها شکرگذار نعمت هایت باشم. خدای من بدان جز تو کسی را ندارم.  

کمکم کن من را دریاب...............

3 مهر 1387

یادم باشد  :به دلم بگویم ، دوست من آزار دیدی ؟ تحمل کن . 

 آزار تو شفای روح و جان من است .  اگر آزار دیدی گذشت کن  

و بگذر . دوام بیاور دل من که شفای زندگیم از توست . دل من ،  

از تو حمایت می کنم . اگر تکه تکه شدی به خلوت برو تا لبه های 

 بریده ات دل کسی را نیازارد ، دل من بیا تحمل کنیم . بگذار همه 

 بگویند گوشه نشین شده ! خیالی نیست بیا دوام بیاوریم

یادم باشد  :پاسدار و محافظ قلبم باشم ولی اگر کسی دلم را  

شکست بگویم اشکالی ندارد ، تو هم دستت اشتباهی خورد .  

به خلوت بروم تا مداوایش کنم ! تا خدا را بگویم که دلم را که دست 

 همه اشتباهی می خورد  می شکند مداوایش کنم

یادم باشد : تنها هستم و این عالی است چون ماه بالای سر 

 تنهاییست . تنهایی را حتی با یک فنجان چای داغ باید جشن گرفت

یادم باشد : جوشن کبیر بخوانم تا دلم که عاشقانه معبودم را 

 می ستاید جمله برای گفتن داشته باشد تا لکنت نگیرد،یادم باشد :  

معبودم پر از عظمت است . عظمتش آرامم می کند

یادم باشد : حضرت علی برایم پدری کرده ، وقتی دست چند دکتر 

 اشتباهی خورد و پدرم ، او را صدا کردم پاسخ داد . یادم باشد  

حضرت علی پدر است و جواب می دهد

یادم باشد : قـرآن بخوانم روزی دو  -   سه آیه ...  یادم باشد :  

پیش هر کسی اشک نریزم سعی کنم که همیشه بخندم  

یادم باشد  :هر کسی که ادعا می کند ، دوستم نیست . می دانم  

که بیشتر مواقع برای دوستی نداشته تلاش کردم  باید به همه احترام  

بگذارم ولی دلم را هیچ وقت به کم قانع نکنم  .

 

خدا طالب دل پاره پاره من است

 

یادم باشد :گاهی صاحبدل یک زن درمانده خسته است که در  

آشپزخانه محل کارم خرج نه بچه ای را در می آورد که پدرشان  

زندگی را رها کرده . وقتی می گوید روزی رسان من خـداست  

حق می گوید یادم باشد شاگردی مکتبش را بکنم . دستان پینه  

بسته او بوی بهشت می دهد چشمان خسته ای که پشت  

چادر خاکی اش پنهان می کند دریچه بهشت است . صاحبدلی 

 که هیچ کس کشفش  نکرده به صاحبدلان بگویم دلهاشان الهی  

است حتی اگر سرگشته و گم گشته اند و خودشان خبر ندارند

یادم باشد  :بعضی دل ها مرمری است و به من اجازه سرسره 

 بازی می دهند . ولی بعضی دل ها خاک گرفته و غبار روبی  

نشده ! اگر سرسره بازی کنم ، باید کلی وقت صرف کنم تا مثل اول  

تمیز شوم و تازه می فهمم که وقت تلف کردم و چیزی عایدم نشده  !

یادم باشد  :تنهایی بهتر از دوست بد است و بودن با دوست خوب  

بهتر از تنهایی ... یادم باشد :اول نداشته ها را شاکر باشم و 

 بعد داشته ها را، یادم باشد : هیچ چیز نمی دانم …  من چون هیچم !

یادم باشد :هر روز درس های زیادی دارد . باید گوش و  

چشمم آگاه باشند تا بیاموزند آنچه امروز باید بیاموزم . فردا  

درس های خود را دارد


یادم باشد :وقتی غم دارم همه کسانی که سرشان را  

می خارانند و می روند و وقتی حالم عالی شد کارهای 

 مهمشان تمام شده ، اینان دوست های گذرا هستند . 

 اشتباه نکنم یار نیستند  

 

یادم باشد : سکوت را بیاموزم و ذهن استدلالی را کنترل کنم 

 که ابزاری بیش نیست . مبادا با ذهن استدلالی نزد خـدا بروم  

که بندگی ام لکه دار می شود . خدا طالب دل پاره پاره من است


یادم باشد : تنها هستم . ماه بالای سر تنهایی است ... یادم باشد 

 :سرشار از عشق به زندگی هستم  هر چند خسته هر چند پر و بال بسته


یادم باشد اس ام اس خدا را برای دلم بخوانم : آنگاه که دوست داری  

همواره کسی به یادت باشد به یاد من باش که همیشه به یادم توام

   

 

  کاش خدا از من بگیرد هر آنچه که خدا را از من می گیرد...  

 

                                 

 

3 مهر 1387

تمام قرآن در فاتحه الکتاب (سوره حمد) میباشد و تمام سوره حمد در 

 بسم الله الرحمن الرحیم میباشد و تمام بسم الله الرحمن الرحیم در نقطه 

 با بسم الله میباشد و من علی نقطه با بسم الله میباشم/.

  فرارسیدن شهادت اولین مظلوم هستی، لنگر زمین و زمان،  

بهانه خدا برای خلقت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) را  

به محضر مقدس قطب عالم امکان حضرت ولیعصر(عج) و 

 تمامی شیعیان و محبین آن حضرت تسلیت عرض مینمایم/.

 

طبیبا زخم مولا را دوا کن

طبیبا زخم او آهسته واکن

طبیبا قلب زینب را شکستی

تکلم کن چرا ساکت نشستی

سکوتت قلب زینب را زند نیش

مسوزان سینه ما را از این بیش

مگر در زخم بیمارت چه خواندی

که لب بستی و از گفتار ماندی

به پیشانی بیمارت چه دیدی

چرا دل از حیات او بریدی

چرا گردیدی از گفتار خاموش

مگر خواهد شود زینب سیه پوش

تکلم کن ز بیمارت سخن گو

ولی آهسته بر گوش حسن گو

طبیب از دیدن زخم علی سوخت

نگه بر چشم گریان حسن دوخت

بگفت ای مصطفی را میوه دل

مرا از نسخه بنوشتن چه حاصل

زمام چاره دیگر دست من نیست

دوائی بر علی غیر از کفن نیست

 

بر علی مظلوم چه گذشت ؟

بر علی چه گذشت بعد از رحلت رسول خدا؟

بر علی چه گذشت هنگامی که خلافت را غصب کردند؟

بر علی چه گذشت بعد از شهادت فاطمه زهرا (س)؟

بر فرزندان علی چه گذشت هنگامی که پدر خود را از دست دادند؟

بر یتیمان علی چه گذشت؟

بر علی چه گذشت کنار بستر رسول خدا؟

بر امیرمومنان چه گذشت؟ آن زمان که فاطمه (س) و امام حسن (ع) 

 و امام حسین (ع) و زسنب کبری (س) کنار رسول خدا بودند و آن  

حضرت حسین را بغل کردو گریه میکرد و فرمود همه شما را می کشند/.

علی(ع) چقدر مظلوم بود برای بیعت دامن و گریبانش را گرفتنند و او  

را به مسجد کشاندند و به او گفتنند با ابوبکر بیعت کن. او فرمود اگر  

بیعت نکنم چه میشود؟ در پاسخ گفتند گردنت را میزنیم. علی(ع) سرش 

 را به سوی آسمان بلند کرد و گفت خدایا من تو را گواه میگیرم این قوم 

 آمدند تا مرا به قتل برسانند با اینکه من بنده خدا و برادر رسول خدا هستم/.

بر علی چه گذشت هنگامی که او را دست بسته به سوی مسجد برای  

بیعت می بردند حضرت زهرا(س) جلوی درخانه بین مردم و امیرالمومنین 

 مانع شد و قنفذ ملعون با تازیانه به گونه ای به آن حضرت زد که اثر  

تازیانه تا وقتی که حضرت از دنیا رفت باقی مانده بود/.

چه گذشت بر علی وقتی شهادت فاطمه را به او دادند؟

چه گذشت بر علی کنار بستر همسرش؟

چه گذشت بر علی هنگام غسل و کفن کردن همسرش؟

چه گذشت بر علی وقتی فهمید همسرش را در کوچه سیلی زدند؟

چه گذشت بر علی جلوی چشمش همسرش را تازیانه زدند و نتوانست کاری کند؟

چه گذشت بر علی وقتی همسرش گفت مرا شبانه دفن کن تا قبر من پنهان بماند؟

چه گذشت بر علی وقتی همسرش را شبانه دفن کرد؟

چه گذشت بر علی وقتی دید عُمر از قنفذ به خاطر تازیانه ای که به  

فاطمه زده است تشکر نمود؟

چه گذشت بر علی شب نوزدهم و در منزل دخترش؟

چه گذشت بر فرزندان علی در فراق پدر؟

چه گذشت بر علی ... زمانی که شمشیر بر فرقش خورد ...  

و آخرین کلام نمازش چه بود؟ ... و وقتی پیشانی او شکافت چه گفت؟

چه گذشت بر علی در لحظه آخر عمر کنار فرزندانش در حالی که به  

فکر مصائب امام حسن و امام حسین و زینب کبری است و چه سفارش 

 دلخراشی به عباس کرد آن زمان که فرمود: (حسینم را در کربلا تنها 

 نگذار تا او تشنه است آب نخور)

واقعا امیرمومنان چقدر مظلوم است تمام زندگی او پر از رنج و اندوه 

 و مصیبت بود.

نمیدانم علی(ع) و فرزندانش چگونه آن همه مصایب را تحمل کردند.

در عالم کسی مظلوم تر از علی نبود.

آیا میتوان مظلومیت علی را به سادگی بر زبان آورد یا با قلم توصیف کرد 

 حتی تجسم دورنمای زندگی پردرد آن حضرت هر دلی را میسوزاند و 

 هر چشمی را اشکبار خواهد کرد/.

حرفی برا گفتن ندارم به این چه گذشتها نگاه کنید هر کدومشون یه مصیبته/.

یا علی قربون غربتت خاک پای نوکر قنبرت سرمه چشمام ...

فقط همین:

خداوندا از تو میخوام که به من و تمامی دوستان توفیق و لیاقت این را  

بدهی که شیعه واقعی مولا باشیم و چشم خود را وقف اشک ریختن بر 

 مظلومیت علی و فرزندانش کنیم/.

امید آن دارم هنگام مرگ و در عالم برزخ و در پل صراط علی 

 (ع) به فریاد همه ما برسد

 

                                  بر سه خلیفه به ناحق تا صبح قیامت لعنت   

 

                                 بر قنفذ و عایشه و مغیره تا صبح قیامت لعنت 

                                   بر ابن ملجم مرادی تا صبح قیامت لعنت

 

یا علی مدد  

3 مهر 1387
بشنو از این می پرست می زده

داستان می خوری در میکده

دوش رفتم بر در میخانه ای

تا بگیرم ساغرو پیما نه ای

بر در میخانه دیدم ناگهان

می پرستان بر جمله و شور و فغان

بر یکی ساغر به دست نزاره گر 
  
بر رخ ساغی که گردد جلوه گر

هر یکی میخواست می مستی کند

هرکه هستی های هستی کند

تکه ساغر امدو با صدخروش

گفت که می خارانه باده نوش

کیست غوغا بر در این می کده

نظم این میخانه را بر هم زده

می پرستان جمله اوردند به جوش

بانگ سر دادند با جوش وخروش

که تو سا غی همه دلهای ما

بادهای کن در این پیمانه ها

در میان می خاره ای بس بی شکیب

صد نهیب و اندر و صدها لحیب

گفت امشب از همه شبها جداست

همنشین می خوران امشب خداست

گفت ساغای را که ای پیر گران

کن دگر گفت و شنود خود تمام

ان خمی سر بسته عطر را باز کن

بساط شورو مستی را ساز کن

من چه گویم روی خم این مطلب

گوی یا نامش جناب زینب است

3 مهر 1387

هر که از عشق تو دیوانه نشد  

                                    عاقل نیست 

عاقل آن است که از عشق  

                                تو دیوانه شود 

 

  

 

 

 

<<    1       2