X
تبلیغات
رایتل
4 مهر 1387

به وبلاگ خودتون خوش آمدین 

 

بالاخره وبلاگم رو شروع کردم در ماه  

  

رمضان 87 با توکل به خدا 

 

امیدوارم بتونم ذره ای از محبت آقا  

 

امام حسین (ع) را براتون به تصویر 

 

 بکشم 

 

اینجا وبلاگ عاشقان راه کربلاست... 

 

اگه کربلایی بسم الله...  

 

 

 

 

 

 

گفتمش نقاش را نقشی ّبکش از  

 

زندگی 

 

با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید 

 

گفتمش چون می کشی تصویر مردان  

 

خدا 

 

تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید 

 

گفتمش نامردمان این زمان را نقش  

 

کن 

 

عکس یک خنجر ز پشت سر پی مولا  

 

کشید 

 

گفتمش راهی بکش کان ره رساند  

 

مقصدم 

 

راه عشق و عاشقی و مستی و نجوا  

 

کشید 

 

گفتمش تصویری از لیلی و مجنون  

 

بکش 

 

عکس حیدر (ع)در کنار حضرت زهرا  

 

(س) کشید 

 

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر 

 

 کن 

 

در بیابان بلا تصویر یک سقا کشید 

 

گفتمش از غربت و مظلومی و محنت 

 

 بکش 

 

فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید 

 

گفتمش سختی و درد و آه گشته 

 

 حاصلم 

 

گریه کرد..آهی کشید و زینب کبری  

 

کشید 

 

گفتمش ترسیم کن تصویری از روی 

 

 حسین 

 

گفت:این یک را بباید خالق یکتا کشید 

 

 

  

 

 

"بی حسینم به چه کار آیدم این باغ بهشت" 

 دوش در عالم رویا به بهشتم بردن
وندر آن باغ بهشت دست ملک بسپردند
چه بهشتی همه در هاله ای از نور و سرور
طاقی از گل زده بودند تمامی همه حور
هر که دیدم به جنان مظهر زیبایی بود
ملکم داد نشان آنچه تماشایی بود
ملک گفت به هر جا طلبی لانه بگیر
تو محب حسینی ز جنان خانه بگیر
تا به من از ملک این گونه سخن گشت خطاب
همه ی باغ بهشت بر سر من گشت خراب
گفتم او را که منم تشنه می ناب کجاست
همه ارزانی تو خانه ی ارباب کجاست؟
عمر من در طلب دیدن دلدار گذشت
شب و روزم به هوای رخ ارباب گذشت
ببر آنجا که بهشت ازلی می باشد
ببر آنجا که حسین بن علی(ع) می باشد
بی حسینم به چه کار آیدم این باغ بهشت
ببر آنجا که نماند به دلم داغ بهشت
یا به دوزخ ببریدم که بسوزند بدنم      

 

یا نشانم بدهید آن صنم بی کفنم ...

 ...

  

ضیافت عشق

چه مستیست ندانم که رو به ما آورد 

که بود ساقی و این باده از کجا آورد

تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر 

که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد

خدایا چه زیبا به میهمانیت دعوتم کردی و من هر چه به خود مینگرم لیاقتی در خود برای حضور بر سر سفره کرامتت نمی بینم ولی ازتو می خواهم که لیاقت درک این ماه را بر من عطا کنی تا بندگیت را بهتر به جا آورم...

 

 

و خلوص عبادت چون ستاره 

گیرند  

 

 

 

 این شب ها و روزهای خدا که از هزار سال برترند ،‌ نمی دانم اگر با نام نازنین امیر

المؤمنین (ع) عجین نبود ، چگونه می گذشت؟ شاید درست مثل روزها و شب های بی

ظهور ما زندانیان آخر الزمان...

خدا هم ما را خوب می شناسد. دستهای ناتوانمان را که به سویش بلند می کنیم ،

آنقدر کوتاه است که برایمان واسطه می آفریند. و چه واسطه ای برتر و والاتر از مولی

الموحدین، علی علیه السلام ؟

این شب ها که خدا با همۀ بزرگیش خریدار اشک های بی ارزش ماست ، با نام و یاد مولا

ارزشمندشان می کند و مهر علی (ع) آنقدر اشکهایمان را زلال می کند که خدا عاشقانه

به بهای بهشت از ما می خرد. به بهای بهشت...

ما برای او گریه نمی کنیم. با آنکه اول مظلوم عالم است . ما برای بینوایی خودمان بعد از

اوست که گریه می کنیم. برای نامحرم بودنمان که چاه هم از ما محرم تر بود...

برای نفرینی که مولای عارفان عالم در حقمان کرد ، (خدایا مرا از اینها بگیر و ... ) تا عمر

داریم می گرییم. ما برای فرق شکافتۀ خورشیدی گریه می کنیم که وقتی سجاده اش

دریای خون شد ، آخرین نوایش تا آخرین روز عالم سند نامردی مان را تک به تک امضا می

کند :

                                       "فزت و رب الکعبه"

 

 

 

"  بار خدایا مرا چنان قرارده که هنگام اضطرار به (کمک و یاری) تو (بر دشمن) حمله آورم، و هنگام نیازمندی از تو بخواهم، و هنگام درویشی (یا ذلت و خواری) به درگاه تو زاری کنم، و مرا چون بیچاره شوم به یاری خواستن از غیر خود و چون فقیر گردم به فروتنی برای درخواست از غیر خویش و چون بترسم به زاری کردن پیش غیر خود آزمایش مفرما."

 

:: فرازی از صحیفه سجادیه ::

 

"بی حسینم به چه کار آیدم این باغ بهشت"   

 

 

یا نشانم بدهید آن صنم بی کفنم...